تبليغاتX
تا حالا شده...
تا حالا شده...


توضيحات


نام تو اگر چه بهترین سرود زندگیست
من تو را به خلوت خدایی خیال خود
بهترین بهترین من خطاب میکنم
بهترین بهترین من...(فریدون مشیری)

پیوندها
دوست جون پروین عزیــــــزم
داداش امین گلم
تنهای عزیز
راحله جون
انجل عزیز
نیمای عزیز
الاغی که یونجه را می فهمید(امین عزیز)
مجید عزیز
نسیم عزیز
کافر عزیزم
علی عزیز
حدیث عزیز
وحيد و سعيد عزیز
رضای عزیزم
پریسای عزیزم
پاییز عزیز
شادی عزيز
محمد رضای عزیز
سوهان روح پسرها...پانیذ عزیز
دخترهای گل
محمد رضای عزیز
امین عزیز
الهه عزیز
اتوسا-اریا و نگین عزیز
مهدی عزیز
خسته ی عزیز
ابجی سورنای عزیزم
نرگس عزیزم
باران عزيز
اقا مهدي گل
مهران عزيز
شاهين عزيز
اکبر عزيز
نادياي عزيز
باران عزیز
دختر یاغی عزیزم
"آدم"
ارزو و مجید عزیز
کلبه دوستانه
راحله و النازعزیزم
میلی جون اولین وبلاگ مشتی جهان====2008
صراحی
حاج عماد عزیز
مسعود گلم
محسن عزیز
نقطه سر خط
مرگ دنیای من
بلبشو هااا
شیطان هم ممکن است گریه کند...
رومن تاك
مردی که تمام شد
دوستاي قديمي
شعر جهنمی
منو دانشگاهم
مجید خراطها
رو کم کنی جماعت پسرا
پـــــــــاییز فصل غم
گالري قالب وبلاگ
فروشگاه تک پی سی

سایر ابزارها
خبرخوان یا همان RSS وبلاگ
تبلیغات
 
جای بنر های شما
 
  پست شماره: 33

من یه قالب خوشگل میخوام...

+ | نوشته شده در: چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 توسط: راحله |
 
پاییزم با بهار دیدگانت سر جنگ ندارد
  پست شماره: 32

     

خنده های صادقانه اش فکر خسته ام را بیدار میکند

دستانش شوق زندگی دارد و در رنگی بودن دستانم گم میشود

شیطنتش  گرمای تابستان را هم رد کرد...

نگاهش مثل میوه های زمستانه رنگی...

خانه ای دارد پرنورتر از همه ی تاریکی ها

خانه ای دارد رنگی تر از همه ی خاکستری ها

خانه ای دارد زیباتر از همه ی ندیدن ها

و به نوزاد خانه اش که من باشم عاشقانه لبخند میزند و با تمام شور و شرهای یک پسر خردسال دخترک نوزاد خانه اش را میبوسد

مرا مادرانه به آغوش میکشد

به نوزاد خانه اش لبخند میزند گاه هم از ته دل میگرید...

تولدت مبارک موچولوی خاله...



+ | نوشته شده در: سه شنبه هفتم مهر 1388 توسط: راحله |
 
باز هم سه نقطه ها...
  پست شماره: 30

 

منتظر نشست...من که هیچ وقت واسه هضم زندگی این قدر منتظر نبودم.

اما این بچه با تمام کودکانه هاش نگاه میکنه و به انتظار نشسته...

خسته از روزگار با لبخند شیرینش نان می پزد...

خستگی های زندگی صورت مهربانش را چروک انداخته...

اما باز هم نان میپزد.

بنویس...

موضوع انشاء...عدالت اجتماعی شاید هم پختن نان...

 ـــ یه مدتی نیستم اومدم به همتون سر میزنم...

 



+ | نوشته شده در: پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 توسط: راحله |
 
پرواز دستانش را ببین
  پست شماره: 29

 

 

خودم را...بنفشه هایم را...پرواز دستانم را...

همگی و همگی را به دست باد سپردمم...رفت...دیگر ندیدم!

حتی باورم را و نه قدیمم را...

باز هم به یاد گریه اش ساده گریستم.باز هم سیاه هایم را پوشیدم.

تلخ و خاموش...چشمانش را مثل دلش سفید سفید کشیدم...

دوباره فکرم روی زمین افتاده.بی جان...اگر بیاید...

میبینمش...گله میکنم...گریه میکنم...میخندم.

دریاها را به آغوش میکشم...آسمان دیروز را می بوسم...

از دیروزها نمی پرسم ماهی تنگ بلورم هست یا نه...!

قول میدهم دیگر نگویم ماهی برای ماهی...فقط بیاید دیگر هیچ...

دوباره دیدم...حسی نبود.فریاد هم زدم ولی صدایی نشنیدم.

هیچ هیچ...

اینکه صدایی نشنوی وقتی به بالا نگاه میکنی خیلی بده...

دستامو بگیر ولی منو نبــــر تا بالاها که رفتی...

چون دوست دارم باشم - ببینم - بشنوم.

همین...



+ | نوشته شده در: جمعه هشتم شهریور 1387 توسط: راحله |
 
سیاه و سفید اما رنگی...
  پست شماره: 28

  

 

شیطنت از نگاهش پیداست.نگاهی گستاخانه...

جوری زل میزند که انگار با زبان فکر نگاه میکند.فکری وسوسه بر انگیز...

کفش ها را پوشید و تا خود خودش دوید.

تمام خنده هایش را یکجا خالی کرد.سنگینی نگاه هیچ بزرگتری براش مهم نبود.

از همیشه دور و دورتر شده بود.

دوید و خندید...

فقط صدای خنده های مهربانش همراهم بود.

دویدن سخت بود ولی لذت بخش...

امیدوارم لذت پاهای پسر بچه برای پاهای بعدی قابل لمس باشه...



+ | نوشته شده در: جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 توسط: راحله |
 
آخرين مطالب
 
پاییزم با بهار دیدگانت سر جنگ ندارد
باز هم سه نقطه ها...
پرواز دستانش را ببین
سیاه و سفید اما رنگی...
نفس زندگی
دوباره کوچه هایم را رد کردم
کلمه زبان من است...اگر بی زبان شوم چه...
چیزی که درک میکنم...چیزی که به ذهنم میاد...
...آن است که؟تو بگو
تو هم بچه باش...
...
این روزها علامت تعجب پیش از هر چیز و هر کس می اید,حتی خودت...
زندگی
باورم...
هفت سین
من از زمین سخت ماهی میگرم...این کارو دوست ندارم
بین گریه و فریاد
یک نفس هم نبود...
سکوت مبهم زندگی
 
صفحات دیگر
 
          
 
منوی اصلی
صفحه نخست
ایمیل به مدیر
آدرس آرشیو

نویسنده

وضعیت در یاهو


آرشیو مطالب
مهر 1388
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386

عناوین مطالب وبلاگ

نظرسنجی
کد نظرسنجی




CopyRight © http://raheleh-jon.blogfa.com .:. Template Designer: GHALEBKADEH